الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
349
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
در وصيت امام به فرزندش امام حسن نيز پيش از اين خوانديم كه امام به او توصيه مىكند : « قَارِنْ أَهْلَ الْخَيْرِ تَكُنْ مِنْهُمْ ، وَبَايِنْ أَهْلَ الشَّرِّ تَبِنْ عَنْهُمْ ؛ به نيكوكاران و اهل خير نزديك شو تا از آنها شوى و از بدكاران و اهل شر دور شو تا از آنها جدا گردى » . شاعر عرب نيز در شعر خود زيبا سروده است : عَنِ الْمَرءِ لا تَسْئَلْ وَسَلْ عَنْ قَرينِهِ * فَكُلُّ قَرينٍ بِالْمُقارِنِ يَقْتَدي مطابق آن را شاعر فارسى زبان نيز آورده است : تو اوّل بگو با كيان زيستى * پس آن گَه بگويم كه تو كيستى دليل همهء اينها يك چيز است و آن اينكه مجانست جاذبهاى دارد كه افراد را به هم نزديك مىكند و مجالست سبب انتقال صفات افراد به يكديگر مىشود . سپس در بيست و يكمين توصيه ، يكى از مسائل مهم اجتماعى را عنوان مىكند و مىفرمايد : « در شهرهاى بزرگ مسكن گزين زيرا آنجا مركز اجتماع مسلمانان است » ؛ ( وَاسْكُنِ الْأَمْصَارَ الْعِظَامَ فَإِنَّهَا جِمَاعُ « 1 » الْمُسْلِمِينَ ) . شك نيست كه زيستن در شهرهاى بزرگ ، روح و فكر انسان را گسترش مىدهد ، زيرا افكار بلند و كارهاى عظيم و مراكز علمى و دانش و كتابخانههاى بزرگ و حتى تجارتخانههاى گسترده و كارخانههاى عظيم در اين شهرها و اطراف آنهاست و اين سبب نمو فكر و رشد استعداد انسانها مىشود . به عكس ، زندگى در دهات و روستاها هرچند از جهاتى آرامبخشتر و سالمتر است ؛ ولى جلوى نموّ و رشد و پرورش انسان را مىگيرد . از آنجا كه در شهرهاى بزرگ ممكن است مراكز فساد و افراد آلوده و ناباب باشند ، امام در ادامهء اين سخن در اندرز بيست و دوم خود مىفرمايد : « از اماكن غفلتزا و خشونت و جاهايى كه ياران مطيع خدا در آن كم اند بپرهيز » ؛ ( وَاحْذَرْ
--> ( 1 ) . « جِماع » در اينگونه موارد به معناى وصفى بهكار مىرود و به معناى محل اجتماع است